خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

267

نهج البلاغة ( فارسى )

كريم س 67 ى 13 : مى فرمايد : وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إنِهَُّ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ى 14 أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ يعنى اين كفّار قريش چه گفتار خود را در بارهء پيغمبر پنهان نمائيد چه آشكار در نزد خدا يكسان است ، زيرا او به آنچه در سينه‌ها مى باشد پيش از آنكه به زبان آيد دانا است ، آيا آفرينندهء سينه‌ها آنچه در آنست نمى داند ، و حال آنكه باريك بين و آگاه است ابن ابى الحديد در اينجا سخن نيكوئى بيان كرده : سخنى به نيكوئى و عظمت و بزرگى شبيه به اين سخن سراغ ندارم جز سخن خداوند سبحان ، زيرا كلام امام عليه السّلام شاخه ايست از آن درخت و نهرى است از آن دريا و شعله‌اى است از آن آتش ، گويا فرمايش خداى تعالى را شرح داده س 6 ى 59 : وَ عنِدْهَُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ يعنى خزينه‌ها يا كليدهاى غيب كه از مردم پوشيده و پنهان است نزد اوست كه آنها را جز او كسى نمى داند ، و به آنچه كه در بيابان و دريا مى باشد عالم و دانا است ، و هيچ برگى از درخت نيفتد و هيچ دانه و تخمى در تاريكى ها و زير زمين فرو نرفته و كشت نشود مگر آنكه او ميداند ، و نيست ترى و خشكى مگر آنكه در كتاب آشكار ثابت است و علم حقّ تعالى به آن احاطه دارد . خلاصه امام عليه السّلام در اين باب مى فرمايد : ) ( 50 ) خداوند متعال عالم و دانا است بر كسانى كه راز خود را پنهان كنند ، و به پنهان گوئى آنان كه سخن با يكديگر آهسته گويند ، و به انديشه‌هائى كه از ظنّ و گمان در دل قرار گيرد ، و به آنچه با يقين تصميم بر آن گرفته مىشود ، و به نگاه كردنهاى زير چشم كه از روى دزدى و آهستگى انجام مى گيرد ( بطوريكه ديگرى ملتفت نباشد ) و به آنچه در دلها پنهان شده ( و هيچكس از آن آگاه نيست ) و به ناديدنيها كه در زير حجابها و پرده‌ها مستور است ( و براى احدى آشكار نمى باشد ) و به سخنانى كه سوراخهاى گوشها بدزدى و آهستگى مى شنود ، و به سوراخهائى كه موران كوچك در تابستان و حشرات و گزندگان در زمستان در آنها جا مى گيرند ، ( 51 ) و به صداى با آه و ناله و گريهء زنهايى كه ميان ايشان و فرزندانشان مفارقت و جدائى افتاده ،